یزد را شهر بادگیرها یا دارالمومنین نام گذاری کرده اند. طی مدتی که برای تحصیلات تکمیلی به یزد رفت و آمد می کردم. شهری را دیدم بزرگ، با مردمی مهربان و مهماندوست. بازار سنتی و زیبا ، مسجد جامعی جالب و دیدنی، میدان امیر چخماق هم که در مرکز شهر واقع شده و میعادگاه مردم برای راهپیمایی ها و مراسم استقبال از مسئولین ، موزه آب با آن قدمتش، باغ دولت آباد، امام زاده جعفر در نزدیکی دروازه قرآن، موزه آب و آیینه، موزه زرتشتیان، میدان مارکار، و انواع شیرینی های خوشمزه چون باقلوا، پشمک، نبات، حاجی بادامی، کیک یزدی ، قطاب ، لوز وخیلی چیزهای دیگری که واقعا نمی توانم به همه آن ها اشاره کنم. در خیابانی که منتهی می شود به مسجد جامع ، زندان هارون را در کوچه پس کوچه های بافت سنتی و تاریخی یزد می بینیم ، در کنار رستوران های سنتی که توریست های خارجی مشتریان خوبی برای این اماکن هستند تا فروش آثار صنایع دستی، ترمه، بازار مسگری و...یکی از مناطق جدید یزد منطقه صفاییه استد که شهرک دانشگاههی یزد هم در آن منطقه واقع شده است. یزد شهر دوچرخه های قدیمی است، و هنوز آن دوچرخه های قدیمی با خورجین های دستبافت را با برندهای سه تفنگه، و هرو می بینیم که به بازار می روند و در آن مناطق تردد دارند. در آن سال هایی که در یزد بودم ، قیمت میوه نسبت به مراکز استان های دیگر قدری بیشتر بود. قیمت هتل ها هم به خاطر توریستی بودن این شهر ، نگو و نپرس در فصول پاییز و زمستان هوا در یزد به خصوص شبهایش خیلی سرد است و این البته به دلیل کویری بودن شهر است که روزها گرم و خشک و سوزنده و شبهای آن سرد و خشک. یزد شهر خاصی است و قوانین کار و باز و بسته شدن مغازه هایش طبق عادت خاصی است. نکته ای که حایز اهمیت است این است که بهترین مقنی ها ی زبده و کاربلد ایران معمولا یزدی ها هستند که مردم یزد از پدران خود راه مقابله با طبیعت خشن را یافته اند و در دل کویر آب را به شهر آورده اند و برای مصارف کشاورزی بهره گرفته اند. شهر قنات و قنوت و قناعت. آری اینجا یزد است از شهرهای باستانی وو تاریخی دنیا، شهری پر از خاطره های برجای مانده در ادوار تاریخ ایران. در مسیر یزد به تهران، اردکان و میبد از شهرستان هایی است که از نزدیک آن هار را دیده ام و به خصوص به کارگاههای سفالگری و ارده پزی آن ها سری زده ام. ادامه :در پست بعدی